قنـــــــــــــــد عســــــل

عشق

 

شکوه زندگی در نام عشق است
سرشوریدگی در جان عشق است


مراد از هر نسیم نوبهاری
بجو، چون عطر آن در روح عشق است


زگلبرگ شقایق نرمتر او
لطافت در مرام و خوی عشق است


وجودت می شود هرروز و هرشب
معطر، این نسیم و بوی عشق است


در افکارت نشیند گوشه، گوشه
تو ساکن گشته ای، این کوی عشق است


اگر غم آید از هر سو چه وحشت؟
که پشتیبان دل دریای عشق است


غم معشوق را عاشق به جانش
خریدار است و این بازار عشق است


به چشمانش نگه کردن طلوعی است
طلوع زندگی با نام عشق است


ستایش گر کنی، آن خالقی کن
که اسرارش همه اسرار عشق است

نوشته شده در پنج‌شنبه 12 شهریور‌ماه سال 1388ساعت 08:12 ق.ظ توسط قند عسل نظرات (10)|