X
تبلیغات
رایتل

قنـــــــــــــــد عســــــل

پایان سفر نامه ...


امروز دیگه میخوام سفر نامه مارکوپولو رو به پایان برسونم  ...

توی اون مدتی که اصفهان بودم 2 روز رفتیم شاهین شهر که اصلا بهم خوش نگذشت ...از اونجا و شلوغیش اصلا خوشم نیومد  اخه منو به اجبار بردن نمیخواستم برم ولی مامانم مثل همیشه اینقد غر غر کرد تا مجبور شدم برم آخرش هم که اصلا خوش نگذشت

روز آخری که خواستیم برگردیم رفتیم انقلاب واسه خرید سوغاتی وکلی پول خرج کردیم و اخرش رسیدیم به سی و سه پل که به خاطر اینکه آب زاینده رود رو بسته بودن به نظر من دیگه اونقدر زیبا نبود  ولی بازم تونسته بود آدمهای زیادی رو دور خودش جذب کنه برام لذتبخش بود که از زیر پل رد بشم چون معلوم نبود سری بعد بشه یا نه ؟؟؟ البته زمستون که شد مطمئنم که با شروع بارندگی آب به زاینده رود برمیگرده و سی و سه پل دوباره میدرخشه


فردای اون روز هم حرکت کردیم به سمت شهرمون  و من چون صبح زود بیدار شده بودم اصلا حوصله گشتن نداشتم و بابای بیچاره هر جا که میگفت بایستم من میگفتم نه و این منجر به این شد که تا خونه با مامانم حرف نزنم آخه میره رو اعصاب آدم

در کل خیلی خوب بود کمی تا قسمتی روحیم عوض شد .امیدوارم که تابستون به همه شما دوست جونای خوبم خوش گذشته باشه 


نوشته شده در سه‌شنبه 27 مرداد‌ماه سال 1388ساعت 08:42 ق.ظ توسط قند عسل نظرات (3)|