X
تبلیغات
زولا

قنـــــــــــــــد عســــــل

من از روز ازل، دیوانه بودم

دیوانه روی تو،سر گشته موی تو

سر خوش از باده مستانه بودم

در عشق و مستی، افسانه بودم

نالان از تو شد چنگ و عود من

تار موی تو، تار و پود من

بی باده مدهوشم، ساغر نوشم

ز چشمه نوش تو

مستی دهد ما را ، گل رخسارا

بهار آغوش تو

چو به ما نگری غم دل ببری

کز باده نوشین تری

سوزم همچو گل ، از سودای دل

دل رسوای تو ، من رسوای دل

گرچه به خاک و خون کشیدی مرا

روزی که دیدی مرا

بازا که در شام غمم صبح امیدی مرا

صبح امیدی مرا

نوشته شده در شنبه 23 خرداد‌ماه سال 1388ساعت 06:55 ب.ظ توسط قند عسل نظرات (1)|