قنـــــــــــــــد عســــــل

سلام به دوست جونای گلم 


این چند روزه سرم خیلی شلوغ بود و کلی مهمون داشتیم  فکر نکنین خبریه ها نه بابا ما از این شانسها نداریم یه مقدار کار عقب افتاده دارم که باید انجامشون بدم واسه همین ممکنه که آپ بعدی هم طول بکشه  

روز جمعه آماده شدم برم عکاسی عکس بگیرم شب هم کلی مهمون داشتیم ولی من حوصله خونه موندن نداشتم و از صبح تصمیم گرفته بودم که برم  واسه همین به مامانی گفتم زودی برمیگردم رفتم عکاسی داخل که شدم   دیدم یه خانمی آرایش کرده با لباس مهمونی بدون مانتو و روسری نشسته روی صندلی ارباب رجوع و آقای عکاس و راننده اون خانم هم نشسته بود روی صندلی آقای عکاس گفت اگه اومدی عکس بگیری نیم ساعتی طول میکشه عروس داخل آتالیه داره عکس میگیره   گفتم مهم نیست منتظر میمونم هر کس میاومد توی عکاسی یه نیگاه به اون خانم میکرد و من جای اون آب میشدم  خیلی وقتها از اینکه اسم زن روی این آدماست از خودم بدم میاد  بعد هم که عروس خانوم با لباس نیمه پوشیده بدون حجاب پوش یا تور تشریف آوردن بیرون و رفتن سمت ماشین تا آقا داماد اومد در و وا کنه یکی دو دقیقه عروس خانوم بیرون ماشین معطل بودن   

نمیدونم چرا  مد شده که خیلی ها شب عروس خودشون رو برهنه کنن و در معرض دید بزارن   خوب عروس هستی ، باش ولی  به خاطر یه شب ؟!!!...

خیلی وقتها دلم میگیره از اینکه چرا دنیای ما اینجور شده   از مسلمون بودن خودم شرمم میشه 

چرا امام زمان نمیاد   من ادعام نمیشه که خیلی چیزا رو رعایت میکنم اما سعی میکنم همیشه در حد متعادل باشم  به قول یکی از دوست جونای خوبم : 

امام زمان(عج) ۱۴۰۰ ساله که منتظر ۳۱۳ نفره ....اگر الان صحنه کربلا تکرار میشد عوض ۴۰ هزار نفر ۷۰ میلیون ایرانی میرفتن به جنگش ....

خسرالدنیا و الاخره شدیم رفت پی کارش...

از قول شهید مدرس هستش که:

من در فرنگ مسلمانی دیدم و مسلمان ندیدم.... در ایران مسلمان دیدم و مسلمانی ندیدم....

 

نوشته شده در شنبه 26 اردیبهشت‌ماه سال 1388ساعت 05:41 ب.ظ توسط قند عسل نظرات (1)|