قنـــــــــــــــد عســــــل


سر می زنی به وبلاگت . نه بازدید کننده ای ، نه کامنتی . دلت می گیره . از اون ژست های باحال هم بلد نیستی که " من فقط برای خودم می نویسم " و " برام مهم نیست چه کسی و چند نفر این جا رو می خونن " . اصلاً تو مینویسی که خونده بشی که اگه قرار به دیده شدن و خونده شدن نبود ، جه جایی بهتر از همون دفتر کاغذی که حتی رد پای اشک های شبانه ات رو نگه می داره نه اینکه مثل این صفحه شیشه ای پر نور خالی از احساس باشه وچه ابزاری بهتر از خودکارت که با صدای جیر جیر اش وقتی روی کاغذ سر می خوره میشه زندگی کرد . جایی که Back Space و Delete ای در کار نیست و خط میزنی و این خط خوردگی ها خودشون پر از راز اند و پر از معنا .

این هست که وسوسه میشی . وسوسه این که لینک بلاگ قبلی ات رو بذاری گوشه صفحه . بعد سر بزنی به دوستات ، کامنت ای یا آف لاین ای بذاری و بگی که برگشتی و داری دوباره مینویسی و ... اما باید صبور باشی که اگه قرار بود این کار رو بکنی چه دلیلی داشت که یه بلاگ دیگه ثبت کنی و از او خونه دوست داشتنی ات دل بکنی ؟ 

چاره ای نیست . باید صبر کرد . صبر . آی سخته این صبوری ...

نوشته شده در دوشنبه 12 اسفند‌ماه سال 1387ساعت 09:49 ق.ظ توسط قند عسل نظرات (2)|